اجتماعی

غوغای ولنتاین

باز هم مرغ همسایه غاز شد!!!

دوست عزیز حواست باشه جشن مهرورزی خودمونو با قدمت 3000 ساله با جشن ولنتاین با قدمت حدود 200 ساله اشتباه نگیری

چندصباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای بسیارغنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود،رسمی از بیگانگان به عاریت گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی با فرهنگ جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون اطلاع از ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله اجتماعی _ فرهنگی مطرح است. البته این مسأله تنها خاص ولنتاین نیست و به قول معروف «تا بوده همین بوده!» و همیشه داشتن رنگ و بوی فرنگی امور مختلف در زندگی مان را نشان بر متمدن و به روز بودن و باکلاسی دانسته ایم و عدم پیروی از آن را نشان بر عقب ماندگی! «و آنقدر جذب آیین و رسوم و مناسبات زندگی غربیان شده ایم که گاه در پی افراط در این تقلید کورکورانه و ظاهری، به نسخه ای به مراتب غربی تر از خود غربیان بدل شده ایم.» در حالی که نسبت به فراموشی آداب و رسوم و آیین های ملی و مذهبی خود هیچ واهمه ای نداریم و این بار نوبت، نوبت ولنتاین است که غافل از آیین های کهن مهرورزی خود، آن را بهتر از صاحبان اصلی اش اجرا کنیم. شاید کمتر ایرانی از وجود روز عشق در ایران باستان و برگزاری جشنی برای بزرگداشت این موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پیش از میلاد رومیان، بلکه از بیست قرن پیش از میلاد! اطلاع داشته باشد؛ شاید کمتر ایرانی بداند که بیست و نهم بهمن ماه و طبق گاهشماری ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند (پنجم اسفندماه) با نام «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان»، روز عشق ایرانیان است. یعنی دقیقاً ۳ روز بعد از روز ولنتاین و زمانی که شهر پس از پشت سر گذاشتن چندین روز متفاوت، تقریباً به روال عادی برگشته است و مردم، بی خبر و بی تفاوت، فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگی! آن را عادی تر از روزهای دیگر سپری می کنند. نه دیگر از هدایای مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تکاپوی مردم برای ابراز عشق. غافل از اینکه این روزها، همان روزی است که احساس نیاز به آن و جای خالی اش، آنها را سخت مجذوب جشن ولنتاین نموده است. بی اطلاع از این روز نیز همچون روز ولنتاین برای پاسداشت عشق و دوستی بنا نهاده شده است تا ابراز محبت و مهرورزی به بوته فراموشی سپرده نشود!

با این تفاوت و برتری که از آن خودمان و متناسب با فرهنگ و روحیات خودمان است. در فرهنگ ایران باستان، این روز به عنوان روز زمین، روز مادر، روز زن و به طور کلی روز عشق نامیده شده است چرا که همه اینها در یک یا چند ویژگی و مشخصه به هم ربط پیدا می کنند. مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان، زمین گستراننده، مقدس، فروتن و نماد عشق است. چرا که با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان می دهد. زمین نماد عشق و همانند زن، زاینده و آفریننده است.»

در اسطوره ها، این روز به ایزدبانوی نگهبان زمین ، یعنی «اسپندارمد» اسفندارمد، سپندارمد، سپنته ارمئیتی تعلق دارد. سپنته آرمئیتی با نمادی زنانه، دختر اهورامزدا، چهارمین امشاسپند و همچنین چهارمین مرحله از راه عرفان است. وی در عالم معنوی، مظهر عشق، تواضع و فروتنی و در عالم مادی، نگهبان زمین و زنهای درستکار و عفیف و شوهردوست است و تمام خوشی
های دنیا در دست اوست. وی موظف است زمین را خرم، آباد و بارور نگاه دارد. به این جهت، هر کس به کشت و کار و آبادانی بپردازد، خشنودی سپندارمذ را فراهم می کند.

 در کتاب ابوریحان بیرونی در خصوص این روز آمده است که «این جشن ویژه زنان و روز ارج گذاشتن به زنان نیکوکار بوده که در آن از شوهران خویش پیشکش دریافت می کرده اند، از این رو آن را جشن مزدگیران نیز می خوانده اند.» شادی، تفریح، عشق ورزی، قدردانی، هدیه و پیشکش دادن و یاری رساندن، به خصوص در مورد زنان، به دوش گرفتن وظایف زنان توسط مردان و استراحت کامل آنان از کار و تلاش به پاس تلاش یک سالشان از مهمترین مشخصه های این جشن است.
سپندارمذ تنها نمونه ای از شکوه و زیبایی پشتوانه های فرهنگی ایران است که به فراموشی سپرده شده است. ولی این مختصر داشته غربیان است که با این سرعت و وسعت جهان را سیر نموده و چهره ای جهانی به خود گرفته و توانسته بی هیچ چالشی مانند بسیاری از سنت های فکری و رفتاری آن دیار، آرام و بی صدا وارد زندگی و فرهنگ جوامع مختلف شود و همه را هم صدای خود کند. دلیل این امر چه می تواند باشد؟ توان اقتصادی و سیطره صاحبان ولنتاین به فناوری معاصر ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی و قوی تر عمل کردن آنها به واسطه این امکانات، نبود خودباوری ما و عدم تلاش برای شناخت و ماندگاری گنجینه های فرهنگی خود یا در وجود نداشتن شرایط و زمینه گسترش جشن ها و مناسبات نشاط آور، جذاب و منطبق با روحیات، نیازها و سلایق مردم.بسیاری ازصاحب نظران با قائل شدن کارکرد برای پدیده های فرهنگی و اجتماعی مانند ولنتاین، بر این باورند که جشن ولنتاین پاسخی است به یک نیاز، نیاز به شادی و یکی از اصلی ترین دلایل رواج گسترده این جشن را در جامعه محدود بودن روزها و مناسبت های شادی می دانند.
فرهنگ اصیل ایرانی فرهنگ شادزیستی، شادباشی، شادگویی و شادخوری است ؛ و در یک کلام، فرهنگ جشن و شادمانی است. جشن های ۱۲گانه ، آیین های نوروزی، جشن سده، گاهنبارهای جشن های ششگانه به یمن شش آفرینش بزرگ جهان، جشن تولد خورشید (یلدا) و هزاران مراسم دیگر ، خود، مؤید پیوند عمیق و دیرینه فرهنگ این مرز و بوم با جشن وشادی است. قدرخانی در مقاله ای دراین خصوص می نویسد: «ایرانیان تنها مردمی هستند که در تمام افسانه ها، اساطیر و داستانهای ملموس و غیرملموس دور یا نزدیک، شادمان ترین مردم شناخته شده اند. ایرانیان قدیم برای تولد هرماه و روز و هفته خود جشنی داشتند که همه به یکدیگر مهر می ورزیدند. شاید به همین دلیل ایران کشور آیین مهرورزی نام گرفته است». با این همه مناسبت و بهانه برای شادبودن و مهرورزی، که همگی نشان از فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی ، فلسفه حیات و کلاً جهان بینی ایرانیان باستان دارد، باز ، ولنتاین را برای شادبودن و عشق ورزی برمی گزینیم! ولی علاوه براین کارکرد که بسیاری بر ولنتاین قائل هستند، باید به کارکرد مهم تر آن نیز اعتراف نمود چرا که شاید، اگر ولنتاینی نمی آمد، دلیلی نیز، برای شناختن و شناساندن داشته های خودمان احساس نمی شد.

دوست عزیز حواست باشه جشن مهرورزی خودمونو با قدمت 3000 ساله با جشن ولنتاین با قدمت حدود 200 ساله اشتباه نگیری

بازگشت به لیست
5 1 رای
نظر دهید
guest
نظر دهید
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
خسروی
خسروی
9 ماه قبل
نظر دهید :
     

بسیار جامع و عالی👌👌